۶ شین برای تحول!
۶ شین برای تحول!
در قرن بيست و يک، عصر ارتباطات، فناوري، تکنولوژي، هوش مصنوعي... که از چندين دهه پيش در کشورهاي آمريکايي، اروپايي حتي کشور هاي حاشيه خليج هميشه فارس شروع شده است

قلم پرس||مینا نظری، دکتری علوم ارتباطات، مدیر دفتر روابط‌عمومی شرکت توزیع نیروی برق تبریز، تاریخچه تأسیس روابط‌عمومی درایران آن‌چنان که اهل‌دل می‌دانند به دوران طلایی شرکت نفت و خدمات ارزنده پروفسور نطقی می‌رسد که حدود ۷۰ سال از آن می‌گذرد، آن طفل اکنون پیری ۷۰ساله است؛ اما با همان لباس و همان خرقه؛ پروفسور نطقی ساختار روابط‌عمومی را بر اساس نیازها، شرایط و امکانات آن زمان که کمتر از این زمان نبود بنا نهاد. در قرن بیست و یک، عصر ارتباطات، فناوری، فنّاوری، هوش مصنوعی… که از چندین دهه پیش در کشورهای آمریکایی، اروپایی حتی کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس شروع شده است، از چندی پیش روابط‌عمومی‌ها به‌سوی هوش مصنوعی در حال حرکت هستند. ساختن ربات‌های انسان‌نما، شهرهای هوشمند و… روابط‌عمومی ما در کدام مرحله است؟!! چندی پیش‌سخنی از عزیزی شنیدم که می‌گفت نمی‌شود لباس یک کودک را تن یک فرد ۵۰ساله کرد. بگذریم…
همه اهالی روابط‌عمومی گله از این دارند که روابط‌عمومی‌ها در سازمان‌ها جایگاهی که باید داشته باشند را ندارند. برای حل مشکل و معضل چه کرده‌ایم؟ ابتدا می‌بایست معضل شناسایی شود خب این معضل شناسایی شده است، راه‌حل چیست؟ دلیل اینکه روابط‌عمومی جایگاه خود را ندارد چیست؟ چرا به‌جای رشد، جایگاه روابط‌عمومی روزبه‌روز رو به افول است؟ آیا دلیل، توانمندی افرادی که در روابط‌عمومی مشغول به کار می‌شوند، هست؟!! تحصیلات؟ سابقه؟ علاقه؟ هوش هیجانی؟ دیدگاه مدیران بالادستی؟ عدم نظارت کافی بر فعالیت‌های روابط‌عمومی! نبود نظام ناظر؟ بنگاه‌های مالی و پولی انجمن‌های روابط‌عمومی بجای دانش‌محوری؟
مولفه‌های دخیل در این معضل بزرگ موارد بسیاری است که ما اهالی روابط‌عمومی، آنان که اذعان می‌کنند دِینِ روابط‌عمومی بر گردنشان است باید آستین بالا بزنند. شوآف و شعار و شکایت از وضع موجود کافی است، هنر شهامت تغییر، شروع تحول و شفافیت را در خودمان پرورش دهیم. لزوم این تغییر چیست؟
تا چه اندازه ساختار روابط‌عمومی‌های سازمان‌ها مورد بازبینی قرار گرفته شده است؟ متخصصینی که برای فعالیت در روابط‌عمومی انتخاب می‌شوند بر چه اساس و معیاری (داشتن دانش علمی، تجربه و هوش هیجانی) انتخاب می‌شوند؟ موضوعی است که در یادداشت بعدی به آن خواهم پرداخت.

انتهای پیام/