خمید بعیدی نژاد سفیر ایران در انگلیس در واکنش به مصاحبه رضا پهلوی درباره قضایای اخیر، گفت:  رضا پهلوي بيش از آنكه بخواهد به فعاليتهاي سياسي خود نظمي بدهد، بايد اصطلاحا به امورات خانه ي خود سامان بدهد و حداقل بايد تكليف پرداختها و حسابهاي مالي خود را كه بودجه ي آن از اموال عمومي كشور ميباشد روشن كند و به شبهات و نگرانيهاي اطرافيانش از علت قتل يا خودكشي برادر و خواهرش پاسخ دهد. اما اگر نتواند اين مباحث را روشن كند كه با اين تفكر حاكم حتما نخواهد توانست، بايد بپذيرد كه در چنين فضايي نميتواند توهم ايفاي نقش اپوزيسيون را در خيال خود بپروراند.

خمید بعیدی نژاد سفیر ایران در انگلیس در صفحه اینستاگرمی خود نوشت:

بدنبال اعتراضات مردم در شهرهاي مختلف ايران كه براي پيگيري مطالبات اقتصادي و اجتماعي خود در تظاهرات حاضر شده بودند، متاسفانه عده اي براي سؤ استفاده به ميدان آمدند و با توسل به خشونت نه تنها همان مردمي را كه براي پيگيري مطالبات به حق خود به ميدان آمده بودند را عصباني ساخته و از ميدان به در كردند بلكه دوستداران كشور را نيز آزرده خاطر كردند. در اين چند روز جريانهاي خارج از كشور بيش از پيش فعاليت خود را توسعه دادند و شتابزده با اين خشونت طلبان اعلام حمايت و همبستگي كردند. از اين ميان تكليف گروهك منافقين كه بعلت جنايتهاي خود هيچ جايگاهي در ميان مردم ايران ندارند مثل هميشه روشن بود. اما رضا پهلوي با هيجان زايد الوصفي كه از شنيدن برخي شعارهاي محدود انحرافي از سوي برخي تظاهر كنندگان پيدا نمود نيز تحرك قابل ملاحظه اي از خود نشان داد كه بسيار هم بي فروغ بود. اما وي بسيار شتابزده ،چون هنوز درك درستي از تحولات ايران ندارد، صريحا در اظهارات خود دست كمك به آمريكا دراز نمود و درخواست نمود كه آمريكا با بسيج تمام امكانات از شورشهاي ايران حمايت نمايد. اين اظهارات از سوي شخصي كه همواره اصرار دارد خود را ميهن پرستي صديق معرف نمايد آنقدر خلاف آشكار شعارهاي ملي گرايانه بود كه فرياد افراد مستقل و بيطرف خارجي كه نظاره گر تحولات ايران هستند را هم در آورد. از جمله پائولو كوئيلو نويسنده و اديب بسيار برجسته اي كه امروزه كتابهايش به زبانهاي زيادي ترجمه و در عمده كتابخانه هاي جهان از جمله ايران وجود دارند در پاسخي كوبنده بر سر وي فرياد كشيد كه: “بهتر است خفه شوي. ساواك ديگر مرده است و اگر تو بخواهي فكر كودتاي ديگري مانند دوره ي نهضت ملي را در سر بپروراني، مردم يكپارچه به حمايت از كشورشان برخواهند خواست.”
اما رضا پهلوي خود در حد اداره ي امور خانواده ي خود فرو مانده است و با چنان اتهامات سنگيني مواجه است كه نتوانسته حتي حاميان پروپا قرص طرفدار سلطنت پهلوي را هم آرام كند. خود كشي خواهرش ليلا در هتلي در لندن در سال ۱۳۸۰ و در حاليكه هنوز خانواده از شوك آن حادثه بيرون نيامده بود، خودكشي تنها برادرش عليرضا در سال ۱۳۸۹ در شهر بوستون آمريكا سوالات و ابهامات بسياري را در علل و دلايل اين خودكشي ها مطرح نمودند كه همه بي پاسخ مانده اند. سوال اين بود كه اين دو شاهزاده كه در سنين كودكي از ايران خارج شده بودند و با ميليونها دلار ثروت بادآورده در زندگي هاي فرااشرافي در اروپا و آمريكا زندگي مي كردند تحت چه فشارهاي سنگيني قرار داشته اند كه ميبايست دست به خودكشي بزنند.

بر اساس اطلاع مقامات نزديك به اين خانواده سلطنتي سابق كليد معماي خودكشي اين دو نفر بويژه عليرضا كه حداقل بر اساس نظريه پليس آمريكا احتمال قتل او بسيار جديست، در دست رضا پهلوي است. اخباري كه از فسادهاي مالي و دخالتهاي مكرر وي در زندگي شخصي اعضاي خانواده و بي اخلاقيهاي مكرر وي وجود دارند چنان شرايط سختي را براي اعضاي خانواده ايجاد نموده است كه بدليل آنكه برخي نميتوانند برون رفتي براي تخليه احساسات خود داشته باشند به ناچار در عزلت و تنهايي سرنوشتي بهتر از اين پيدا نمي كنند كه بدن بي جان آنها توسط همسايگان كشف و به پليس اطلاع داده شود.
شگفت آور اينست كه با وجود آنكه ليلا و عليرضا پهلوي كه اولي در ۳۲ سالگي و دومي در ۴۴ سالگي جسد بيجان آنها كشف شد هر دو روابط گسترده اي با افراد جامعه ي خود داشتند، هيچيك فعاليتهاي عمومي همچون عضويت در شبكه هاي اجتماعي كه امروز از ابزارهاي عادي زندگي اجتماعي هستند نداشتند. اعضاي نزديك به خانواده پهلوي براي توجيه خودكشي ليلا پهلوي گفته اند كه او بر اثر ناراحتيها و فشارهاي روحي به اعتياد روي آورده بود ولي هيچوقت شواهدي بر اين امر ارائه نگرديد، چرا كه ابهام مربوط به توجيه وجود اين ناراحتيهاي روحي نيز خود قابل توضيح نبود. بويژه عليرضا پهلوي كه به اقرار دوستانش بسيار فردي اجتماعي بوده است و در حوزه ي تاريخ باستاني ايران مطالعه و تحقيق مي كرده است در مدت زندگي خود هيچگاه نتوانست بروز و ظهوري از علائق خود به جامعه معرفي و عرضه نمايد. دوستانش اعلام كرده اند كه بواسطه موضوع مورد علاقه ي خود كه تاريخ كهن ايران بود بسيار علاقمند بود به ايران برود ولي به او گفته شده بود چنين چيزي خلاف مسلم سياستهاي خانواده سلطنتي ميباشد و او نمي تواند زندگي شخصي خود را از زير سايه مقام شاهزادگي جدا سازد. ولي به گزارش پليس و اعتراف همسايگان او، عليرضا پهلوي هيچگاه در كسوت شاهزادگي زندگي نمي كرد و همسايگان او در شهر بوستون به پليس اعلام كرده بودند كه اكثرا او را در شلوار جين با پيراهن و لباسي آبي رنگ مشاهده ميكردند. ولي او فردي محجوب بود و ظاهرا هيچگاه نخواست با اظهار نظراتش مقام و شئونات برادرش را تضعيف سازد ولي با او همفكر نبود. عجيب هم نبود كه او با آنكه از معشوقه اش كه با او ازدواج رسمي نكرده بود فرزند دختري داشت، مجبورش كرده بودند و او هم به اجبار پذيرفته بود كه بايد اين موضوع را مخفي نگهدارد. تنها فرح پهلوي شش ماه پس از مرگ عليرضا بود كه بدنبال كشف موضوع توسط برخي رسانه ها اين موضوع را رسما طي بيانيه اي تاييد كرد و گفت دختر عليرضا را كه ايريانا نام دارد نزد خود نگه مي دارد. البته بيانيه بنحوي تنظيم شده بود كه مادر او را كه همسر رسمي عليرضا پهلوي نميباشد، در تعريف شمول خانواده سلطنتي قرار ندهد و همسر را ميراث دار عليرضا اعلام نكند. موضوع فرزند عليرضا بي شك از مهمترين موضوعاتي بود كه باعث اختلاف زيادي ميان خانواده شده بود.
اما در مجموع مهمترين سندي كه ميتوانست اطلاعات و مطالب كافي از اسرار خود كشي و يا قتل عليرضا پهلوي ارائه كند نامه ي تفصيلي عليرضا پهلوي بوده است كه كنار جسدش بجاي گذاشته بود. خيلي از افراد از ميان محققين و يا نزديكان خانواده ي سلطنتي خواستار انتشار اين نامه براي روشن شدن حقايق مخفي خانواده پهلوي شده اند، اما به دلايل روشن رضا پهلوي تاكنون از انتشار نامه جلوگيري كرده است.
بي شك خانواده پهلوي در بحراني عميق قرار دارد و اينكه دو نفر از سه فرزند خانواده كه برادر و خواهر رضا پهلوي باشند خود كشي كرده اند ابهامات زيادي را سبب گشته است كه رضا پهلوي هيچگاه بدان نپرداخته و نتوانسته است به ابهامات و سؤالات نزديكان و طرفداران خود نيز جواب درستي بدهد. رضا پهلوي فقط با تهديد، فشارهاي زياد جسمي و روحي بر اعضاي خانواده و مخفي كاري است كه تا بحال توانسته است جايگاه ساختگي خود در اين خانواده را تحميل نمايد. نقش او را بيشتر ميتوان در قالب پدرخوانده ۲ تصوير كرد. زندگي اشرافي و حضور در پشت القاب ساختگي كه به يُمن سرمايه هاي به يغما رفته ي ملت ايران ميباشد، باعث شده كه كسي نتواند او را به سوال بكشد. اما اعمال روشهاي تهديد آميز وي اعضاي خانواده را در چنان فضاي ترس قرار داده است بطوريكه برادر و خواهر او نتوانستند با زندگي دهشتباري كه براي آنها ايجاد شده بود كنار بيايند و مرگ را بر زندگي ترجيح دادند. حالا با كشته شدن دو عضو اصلي خانواده، هويت آينده ي خانواده ي پهلوي در ابهام قرار دارد ولي اين باعث نشده است كه رضا پهلوي مشي خود را تغيير دهد. اما سايه ي ترس و ابهامي كه در بحث نسبت به نقش او در كشته شدن يا قتل برادر و خواهرش در خانواده اش وجود دارد و پنهانكاريهايي كه از سوي او براي جلوگيري از روشن شدن حقيقت وجوددارد، حداقل مانع بزرگي در برابر او براي داشتن نقش سياسي فعال ميباشد.
دنيا تغيير يافته است و پنهانكاري و اقدامات مافيايي شايد براي كوتاه مدت بتواند باعث تمركز قدرت رضا پهلوي و ساكت كردن صداي مخالف در خانواده اش بشود اما نميتواند در جامعه اي كه پاسخگويي، شفافيت و روشنگري بخش مهمي از فرهنگ سياسي روز ميباشد، به اعتماد ميان طرفداران بينجامد. رضا پهلوي بيش از آنكه بخواهد به فعاليتهاي سياسي خود نظمي بدهد، بايد اصطلاحا به امورات خانه ي خود سامان بدهد و حداقل بايد تكليف پرداختها و حسابهاي مالي خود را كه بودجه ي آن از اموال عمومي كشور ميباشد روشن كند و به شبهات و نگرانيهاي اطرافيانش از علت قتل يا خودكشي برادر و خواهرش پاسخ دهد. اما اگر نتواند اين مباحث را روشن كند كه با اين تفكر حاكم حتما نخواهد توانست، بايد بپذيرد كه در چنين فضايي نميتواند توهم ايفاي نقش اپوزيسيون را در خيال خود بپروراند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :