مهار سیلاب در معابر، ثمره تلاش کارگران اگوی خدمات شهری شهرداری تبریز باران همیشه جان نمی دهد؛ بلکه گاهی جان می گیرد اگر کانال های آبهای جاری در سطح شهر مسدود شوند و سیلابی می شود تند و مهیب که به در و دیوار می زند و هر آنچه در مسیر است، می بلعد و […]
مهار سیلاب در معابر، ثمره تلاش کارگران اگوی خدمات شهری شهرداری تبریز
باران همیشه جان نمی دهد؛ بلکه گاهی جان می گیرد اگر کانال های آبهای جاری در سطح شهر مسدود شوند و سیلابی می شود تند و مهیب که به در و دیوار می زند و هر آنچه در مسیر است، می بلعد و ویرانی به بار می آورد.
شهریار تبریز/ خاطره میرزایی: باران که می بارد، همه جا بوی تازگی و تمیزی می گیرد. خاک نفسی تازه می کند و چشمه به جریان می افتد؛ رگه های نازک آب جاری در کوچه ها و خیابانها، نوید پاکی و پاکیزگی می دهد و بوی نم آرام آرام، مشام جان را می نوازد؛ و اینکه، باران جان می دهد.
اما باران همیشه اینقدر شاعرانه و زیبا نیست اگر سیلابی شود و زباله هایی را که در معابر رها شده اند، همراه خود به هرسوی شهر بکشاند.
باران همیشه جان نمی دهد؛ بلکه گاهی جان می گیرد اگر کانال های آبهای جاری در سطح شهر مسدود شوند و سیلابی می شود تند و مهیب که به در و دیوار می زند و هر آنچه در مسیر است، می بلعد و ویرانی به بار می آورد.
درد نیز اینجاست که چرا زباله های سرگردان در سطح شهر باشند؟ آن هم نه از نوع ریز و کوچک، بلکه در حد و اندازه های غیرقابل باور؛ مثل همان تشک خوشخوابی که توسط نیروهای خدماتی شهرداری از کانال فاضلاب بیرون کشیده شد!
لایروبی این کانالها، بدون وجود زباله های رها شده در سطح شهر هم، به خودی خود سخت است؛ چرا که گرد و غبار و خاک و برگهای بر زمین ریخته انبوهی از گل و لای و لجن را در کانالهای فاضلاب و جویهای شهر تلنبار می کند و تمیز کردن و به اصطلاح لایروبی آنها کاری مشقت بار است و توان زیادی از نیروهای خدماتی می گیرد.
طبق آمار اعلامی از سوی معاونت خدمات شهری شهرداری تبریز، تنها در ۶ ماهه اول سال، بالغ بر ۱۱ هزارتن لجن و گل و لای از کانالهای سطح شهر بیرون کشیده شده است. حال بر اینها اضافه کنید زباله های ریز و درشتی را که در جویها و فضاهای سبز رها می شوند و به همراه باران و آبهای جاری وارد کانالهای آب زیرزمینی می شوند.

«نیک رو»، از نیروهای اگو در حوزه شهرداری منطقه ۴ است. او در پاسخ به این سوال که عوامل دخیل در گرفتگی کانالها کدامند، می گوید: بهتر است اول از خودمان شروع کنیم؛ برخی همکاران خدماتی هنگام رفت و روب معابر و خیابانها، به جای جمع کردن زباله ها یا برگهای پاییزی و امثالهم در کیسه های زباله و باکسها، آنها را در جویهای سطح شهر می ریزند و با بارش حتی اندکی باران، بر روی هم تلنبار می شوند و در نهایت سر از کانالها در می آورند و مسیر آب را می بندند.
وی ادامه می دهد: یکی دیگر از عوامل مهم زباله های ریز و درشتی است که شهروندان در فضاهای عمومی شهر رها می کنند. حتی یک ته سیگار یا یک پاکت خالی خوراکی که در کنار هم جمع می شوند، تلی از زباله فراهم می کنند و مانعی می شوند برای جاری شدن آب در کانالهای زیرزمینی شهر که در نهایت منجر به سرریز آب و جاری شدن سیل در معابر شهری می شود. شاخه های هرس شده ای که در جویها می ریزند نیز، یکی دیگر از عوامل بسته شدن مسیر آبهای سطحی است که اگر نیروهای فضای سبز در وقت هرس نسبت به جمع آوری آنها اهتمام کنند، چنین مشکلاتی پیش نمی آید.
نیک رو در خصوص سختی های این شغل حرف های بسیاری دارد؛ از ندیده شدن مصائب و سنگینی کار تا نبودن تفاوت این نیروها با دیگر نیروهای خدماتی شهرداری. وی تاکید می کند: کار ما علاوه بر اینکه در محیطی بسته و مرطوب انجام می شود، از نظر بهداشتی نیز خطرات زیادی برایمان دارد؛ آبهای جاری در این کانالها پر از میکروبها و عوامل بیماری زا هستند و نبود نور و کمبود هوا در زیر زمین، میزان تاثیر عوامل را دو چندان می کند.
وی همچنین اضافه می کند: به عنوان نمونه، در کانال دیزل آباد که مقصد تمامی آبهای جاری در سطح شهر است، وضعیت کانال به گونه ای است که باید حتما طناب به خودمان ببندیم و با کمک جرثقیل وارد کانال شویم تا جریان آب ما را در خود نبلعد؛ با اینحال از لحاظ اداری، ما با یک نیروی خدماتی ساده که در روی زمین مشغول کار است و حتی یک صدم این موارد را تجربه نمی کند، یکسان هستیم.
این نیروی بخش اگوی خدمات شهری می افزاید: سختی کار به صورت ویژه از جمله آیتم هایی است که می تواند برای ما لحاظ شود؛ اما متاسفانه تا کنون در این زمینه هیچ اقدامی نشده؛ کم بودن خدمات و آیتم های ویژه در این کار، موجب شده نیروها یک به یک از کار کنار بکشند، به طوری که از ۹ نفر نیرو، اکنون فقط سه نفر در حال انجام وظیفه هستند.

علی پور، دیگر نیروی سیستم اگو در شهرداری منطقه ۳، درباره وضعیت کاری خود می گوید: چراغ قوه تنها وسیله روشنایی ما در داخل کانالهاست؛ گاهی وضعیتی پیش می آید که تا زانو در لجن فرو می رویم و در معرض انواع الودگی ها و بیماری ها هستیم.
وی می افزاید: بارها وضعیت به شکلی بوده که ساعتها داخل کانال می مانیم و نور آفتاب را هم نمی بینیم. به عنوان مثال در محدوده زیرگذر مارالان، ۱۸ روز تمام در داخل ۷ کانال کار کردیم و من از شدت سختی کار اشک بر چشمانم نشست. تمام اینها در شرایطی است که وضعیت کاری ما تفاوتی با دیگر نیروهای خدماتی شهرداری ندارد.
وی در میانه حرفهایش، از شهروندان می خواهد با تمیز نگه داشتن شهر و مدیریت صحیح زباله ها، به کاهش مشکلات کاری این قشر از نیروهای خدماتی کمک کنند.
سختی و زیان آور بودن لایروبی کانالها برای کسی پوشیده نیست؛ کسی دوست ندارد وارد این جاها شود و بوی لجن و زباله را تحمل و بی مسوولیتی های دیگران را جمع و جور کند.
با این حال، مردان به غایت زحمتکش و تلاشگری را می بینیم که برای لقمه ای نان حلال، چندین ساعت در این کانالها کار میکنند و با لایروبی آنها، مسیر گذر آبهای جاری را باز می کنند تا مبادا سیلاب به خیابانها بزند و زندگی شهروندان را مختل کند.
و ما، به عنوان شهروندانی که در سایه زحمات و تلاشهای این مردان خدوم، شهری تمیز و زیبا داریم، نباید با بی اعتنایی و سهل انگاری، فشار کاری آنان را زیاد کنیم؛ این کار نوعی بی تفاوتی به زحمات مردانی است که روز روشن خود را در کانالهایی تاریک و آلوده سپری می کنند.





