«فرهنگ رانندگی» گمشدهای در بحران ترافیک تبریز تبریز در گرداب ترافیکی غرق شده است اما راه نجات این کلانشهر تنها در احداث خیابان ها یا پلهای جدید نیست. فرهنگ رانندگی همان گمشدهای است که با رفتارهای به ظاهر کوچک، روزانه ساعتها از زمان شهروندان تبریزی را بلعیده و آرامش را از شریانهای حیاتی شهر میدزدد. […]
«فرهنگ رانندگی» گمشدهای در بحران ترافیک تبریز
تبریز در گرداب ترافیکی غرق شده است اما راه نجات این کلانشهر تنها در احداث خیابان ها یا پلهای جدید نیست. فرهنگ رانندگی همان گمشدهای است که با رفتارهای به ظاهر کوچک، روزانه ساعتها از زمان شهروندان تبریزی را بلعیده و آرامش را از شریانهای حیاتی شهر میدزدد.
به گزارش قلم پرس و به نقل از فارس؛ ترافیک کلانشهر تبریز این روزها به معضلی لاینحل و فرسایشی برای شهروندان تبدیل شده است. اگرچه کمبود زیرساختها و افزایش حجم خودروها از دلایل شناختهشده این بحران هستند، اما به نظر میرسد فرهنگ رانندگی حلقه گمشده و عاملی تعیینکننده در تبدیل این چالش به یک بحران روزمره باشد.شاید تصور بسیاری این باشد که ترافیک، تنها محصول کمبود خیابان و بزرگراه است، اما گزارش میدانی فارس از خیابانهای کلانشهر تبریز نشان میدهد چگونه رفتارهای پرتکرار و کوچک رانندگی که ریشه در فرهنگ رانندگی دارد، شریانهای حیاتی شهر را مسدود و زمان و آرامش شهروندان را به یغما میبرد. مصادیق عدم رعایت فرهنگ رانندگی که ترافیک میآفرینددر گشتزنی میدانی خبرنگار فارس در کوران ترافیک ساعت اوج صبح و عصر تبریز، رفتارهایی بیشترین سهم را در ایجاد و تشدید ترافیک دارند.

تصور غلط حقتقدم در دوربرگردانها، یکی از اصلیترین دلایل قفل شدن تقاطعهاست. رانندگانی که برای پیچیدن به چپ، تمامی مسیر مقابل را میبندند و با ایجاد یک گلوگاه، موجی از ترافیک را به سمت عقب ارسال میکنند. این صحنه بهویژه در تقاطعهای پرتردد به کرات مشاهده میشود. پارک غیرقانونی در حاشیه خیابانهای اصلی، حتی برای چند دقیقه، به معنای حذف یک باند کامل ترافیکی است. این پدیده در مراکز خرید، مقابل بانکها و مطبهای پزشکی، خیابان را به یک مسیر تکبانده تبدیل میکند و فشار ترافیک را به شکل تصاعدی افزایش میدهد. عدم رعایت حق تقدم و هرج ومرج در میدانها دیگر دلیل ترافیک در شهر تبریز است. میدانهای تبریز به جای آنکه نقش تنظیمکننده ترافیک را داشته باشند، اغلب به کانون هرجومرج تبدیل میشوند. رانندگانی که حاضر به رعایت حق تقدم خودروهای درون میدان نیستند، با سرعت غیرمجاز و تغییر مسیرهای ناگهانی، باعث ایجاد گیر ترافیکی و افزایش احتمال تصادف میشوند.
استفاده نابجا از بوق را نیز می توان عاملی برای افزایش تنشهای رانندگان و ایجاد ترافیک به دنبال آن دانست. بوق، این ابزار هشدار در ترافیک تبریز به ابزاری برای ابراز خشم و عجله تبدیل شده است. این عمل نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه با افزایش استرس جمعی و ایجاد فضای پرتنش، تصمیمگیری منطقی رانندگان را مختل کرده و به طور غیرمستقیم بر روانی حرکت خودروها تأثیر منفی میگذارد. حرکت مارپیچ و تغییر خطوط مکرر نیز از دیگر اشتباهات فرهنگ رانندگی است. عدهای با این توهم که با تعویض مکرر خط رانندگی، سریعتر به مقصد میرسند، با ایجاد اختلال در جریان روان ترافیک در تمامی خطوط، باعث کاهش سرعت متوسط کل وسایل نقلیه و افزایش خطر تصادف میشوند.
دیدگاه کارشناسی: یک بیماری فرهنگی با درمان بلندمدت
سجاد ظفری، کارشناس حوزه حملونقل و ترافیک است که در گفتگو با فارس بر لزوم نگاه فرهنگی به این معضل تأکید دارد. وی در این رابطه میگوید: ما در ترافیک با یک سیستم زنده روبرو هستیم. رفتار هر راننده مانند یک سلول در این بدن است. وقتی تعداد زیادی از این سلولها رفتار غیرقابل پیشبینی و خودمحورانه داشته باشند، کل سیستم دچار نارسایی میشود. ظفری میافزاید: ساختن بزرگراههای بیشتر، بدون درمان این بیماری فرهنگی مانند دادن آنتیبیوتیک به بیمار مبتلا به ویروس است؛ هزینه دارد اما درمانی صورت نمیگیرد. وی ادامه میدهد: متأسفانه در شهر ما، کسب زمان به هر قیمتی، به یک ارزش در رانندگی تبدیل شده است. راننده برای صرفهجویی دو دقیقهای، رفتاری را مرتکب میشود که دهها ساعت از زمان جامعه را در ترافیک هدر میدهد. این یک محاسبه اشتباه و ضداجتماعی است.

نقش کمرنگ فرهنگسازی و برخورد قاطع
اگرچه پلیس راهور در برهههایی اقدام به اجرای طرحهایی برای ارتقای فرهنگ رانندگی کرده، اما به نظر میرسد این اقدامات دارای تداوم و ضمانت اجرایی کافی نبودهاند. ترافیک، آینه فرهنگ جامعه ترافیک تبریز تنها یک مشکل فنی نیست. این پدیده، آینهای تمامنما از فرهنگ عمومی جامعه است. بیتوجهی به حقوق دیگران، عجله بیحاصل و فردگرایی افراطی در پشت فرمان خودروها، همان رفتارهایی است که در سایر عرصههای اجتماعی نیز قابل ردیابی است. راه برونرفت از این بحران، تنها در گرو پروژههای عمرانی عظیم نبوده بلکه نیازمند یک عزم عمومی و جرأت فرهنگی برای نقد و اصلاح رفتارهای خود در جایگاه شهروند راننده است.





