مسوولان قول کار ثابت به من دادند اما هنوز نیست /۷ مدال جهانی در کیسه ناشنوای دستفروش
مسوولان قول کار ثابت به من دادند اما هنوز نیست /۷ مدال جهانی در کیسه ناشنوای دستفروش

دارنده 7 مدال جهانی و آسیایی تنها خواسته‌اش از مسوولان این است: وعده کاری که به وی دادن، را عملی کند.

قلم پرس/ فرهاد فرهادپور:صبح سرد یک روز پاییزی در چهارراه ابوریحان، در دود و صدای ماشین‌ها، رفت و آمد عابران پیاده و سوز بادی که از آمدن زمستان زودهنگام تبریز خبر می‌دهد، یکی از عجیب‌ترین مصاحبه‌هایم در دوران خبرنگاری را با قهرمان جهان در کنار پدرش و بساط سیگارفروشی‌شان، انجام می‌دهم.

سجاد پیرآیقرچمن، اسمی که شاید بارها شنیده باشید. قهرمان جهان در رشته دوومیدانی که همین اواخر در مسابقات جهانی ۲۰۲۱ ناشنوایان جهان در لهستان در این رشته  به مدال طلا دست یافت.

جوان رعنایی که ۷ مدال جهانی و آسیایی در کارنامه خود دارد و حالا حالاها توان کسب مدال و افتخارآفرینی را دارد، اما از وعده مسوولان خسته شده است. به گرمی دعوت من برای مصاحبه را پذیرفته که ماحصل گفت‌و‌گو ما در مکانی پر سر و صدای به شرح زیر است، با این توضیح که خواهرزاده سجاد در این مصاحبه، پل ارتباطی بین من و سجاد بوده و صحبت‌های من و سجاد را به هم می‌رساند:

سجاد ۲۸ بهار از زندگی‌اش سپری شده، مجرد بوده و در خانه پدرش در منطقه محروم ساری زمی تبریز زندگی می‌کند.

سجاد می‌گوید: سال ۱۳۸۴ ورزش خود را آغاز کرده و ۱۶ سال است که به صورت حرفه‌‌ای ورزش می‌کند و اولین مدالش را در سال ۲۰۱۲ که مدال طلا آسیاست به دست آورده و آ‌‌خرین مدالش هم ۲ ماه پیش طلای جهان است که در مسابقات لهستان کسب کرده و در مجموع ۷ مدال آسیایی و جهانی داشته و کلی هم مدال در مسابقات داخل کشور دارد.

حاصل این همه افتخارآفرینی برای این قهرمان جهان تنها وعده‌های توخالی است، اما در عزمش خللی وارد نکرده و در تلاش است مدالی خوشرنگ از المپیک برای کشورمان به ارمغان آورد.

سجاد در این مورد می‌گوید: قول کار به من دادند، ۱۰ سال است که با شهرداری نامه‌نگاری می‌کنم اما هنوز خبری نیست. نه خانه می‌خواهم و نه ماشین، فقط کارم ردیف شود. از پدر ناشنوایم خجالت می‌کشم که ازش پول می‌گیرم و هزینه‌های تمرین من را می‌دهد.

خیلی پیگیر هستم، مسوولان قول دادند که در شهرداری کار برایم ردیف کنند، اما بعد از چند سال هنوز ‌از کار خبری نیست.

وی افزود: تا حالا ۸ بار پای پدرم را عمل کردند، بیمه ندارد، خودم هم بیمه نیستم. دوست دارم کار داشتم و پدر و مادر زندگی راحتی داشته باشند.

سجاد می‌گوید اگر ذهنش آرام و در فضای مناسب بتواند تمرینات خود را انجام دهد، قول مدال پارالمپیک پاریس را می‌دهد. حتی در خود این قدرت را هم می بیند که در المپیک پاریس هم بتواند برای کشور افتخارآفرینی کند.

وی‌ در مورد خاطرات شیرین خود می‌گوید: هر قهرمانی و کسب مدال برای خودش یک خاطره شیرین است. از این که پرچم کشورم را در مسابقات جهانی و آسیایی بالا می‌برم، خوشحال می‌شوم.

اما خیلی زود این خاطر‌ات شیرین، طعم گس را به خود می‌گیرد. بر می‌گردم تبریز و دوباره باید در چهارراه در کنار پدرم سیگارفروشی کنم. کار عار نیست و به پدرم افتخار می‌کنم که من را به اینجا رسانده است. اما دوست داشتم حاصل این قهرمانی‌ها فراهم شدن زندگی با رفاه نسبی همراه می‌شد. الان دیگر وقت کار کردن پدرم در سرما و گرما نیست. اما هنوز هم به من کمک می‌کند تا از تمریناتم دور نمانم.

سجاد پیرآیقرچمن در مورد اینکه چرا ازدواج نکرده می‌خندد و می‌گوید: آرزوی هر پدر و مادری سرو سامان دادن به زندگی فرزندانش است، اما من هنوز کار ندارم. در اوج دوران ورزشی‌ام هنوز اسیر وعده‌های مسوولان هستم، هنوز در خانه پدرم زندگی می‌کنم و با پول پدرم تمرین می‌کنم. پس چطور ازدواج کنم؟

قهرمان جهان، متواضعانه بازم هم درخواستش را تکرار می‌کند: فقط و فقط کار می‌خواهم. تا روزی که توان دا‌شته باشم برای کشور افتخارآفرینی خواهم کرد، اما برایم یک کار ثابت بدهند که بیمه باشم، پدر و مادرم را بیمه کنم. از آقایان دکتر دبیری و دکتر بهتاج هم تشکر می‌کنم که پیگیر کارم هستند.

پدر سجاد: به پسرم افتخار می‌کنم

در مدتی که مصاحبه را می‌کنم، پدر سجاد در کنار بساط سیگا‌ر‌ فروشی‌‌اش مشتریان را راه می‌اندازد. پیرمردی خوش چهره و  مهربان که وی هم از نعمت شنوایی محروم است.

به سختی راضی می‌شود دقایقی صحبت کند: ۳۳ سال است که اینجا سیگار فروشی می‌کنم. سجاد همیشه عصای دستم بود و زمانی که مدرسه تمام می‌شد به جای اینکه به خا‌نه برود و استراحت کند، می‌آمد در کنارم و کمکم می‌کرد.

وی گفت: من اگر کار ثابتی داشتم، باید بازنشست می‌شدم، اما هنوز هم از صبح تا شب در اینجا مشغول سیگار‌ فروش هستم و خیلی وقت‌ها سجاد به من کمک می‌کند.

پدر این قهرمان افزود: تنها خواسته من از مسوولان اجابت قولی است که به سجاد داده‌اند. مطمئن باشید سجاد اگر کار ثابتی داشته باشد افتخارات بیشتری را هم کسب خواهد کرد. من به پسرم سجاد افتخار می‌کنم.

به راستی با قهرمان‌هایمان چه کردیم؟ وقتی خواسته دارنده ۷ مدال را می‌شنوم به جای مسوولان، من خجالت می‌کشم. در ۲۰ سالی که خبرنگار هستم در همین شهرداری تبریز بسیاری را می‌شناسم که با توصیه، سفارش و بدون هیچ شایستگی و استعدادی جذب و استخدام شده‌اند. اما در همین مجموعه با وجود مصوبه استخدام مدال‌آوران آسیایی و جهانی، هنوز مشکل کار سجاد حل نشده است. بازم هم دم آقای بهتاج و ورزشی‌های شورای شهر گرم که تلاش می‌کنند که این مشکل قهرمان جهان را حل کنند.

  • نویسنده : فرهاد فرهادپور