«خانم‌ها باید جلوتر از آقایان حرکت کنند»
«خانم‌ها باید جلوتر از آقایان حرکت کنند»

هنوز هم که هنوز هست برخی از افراد، دست از متلک پراکنی در واکنش به رانندگی زنان، دست برنداشته‌اند اما با این وجود زنان نیز از دست به فرمان شدن، عقب نکشیده‌ و برخی از این راه، کسب روزی حلال می‌کنند. حضور یک خانم راننده تاکسی در شهر تبریز بهانه خوبی برای تهیه یک گزارش بود.

قلم پرس: «زن رو چه به پشت فرمان نشستن، زن باید در آشپزخانه مشغول بار گذاشتن قورمه سبزی و آبکش کردن برنج باشد» این متلک‌ها را کم نشنیده‌ایم جالب اینجاست موقع ترافیک و یا تصادف، انگشت اتهام سمت زنان می گیرند که حتما راننده ماشین، زن است که چنین فاجعه‌ای را به بار آورده است.

در میان این همه حرف و حدیث افرادی هستند که با خونسردی و آرامش تمام، سختی زخم زبان‌ها را بر جان می‌خرند تا با رویی سفید، نان آور خانواده خویش باشند.

امروز می‌خواهم شما را با یک راننده تاکسی زن آشنا کنم همان که چهره آشنای مسیرهای مشخصی در کلان‌شهر تبریز هست خانم حسین‌پور، راننده‌ای بسیار خوشرو و خوش برخورد است و در درجه نخست، خوشرویی و داشتن اخلاق نیک و پسندیده را لازمه‌‌ی سازگاری با همدیگر می‌داند با ساعتی هم صحبت شدن با وی، به روحیه پر نشاط و پشتکار بی نظیر وی پی بردم آنطور که خود و دیگران می‌گویند من نیز باید بگویم دست فرمان خوبی دارد چرا که مسافر این تاکسی شدم.

اکرم حسین پور، ۹ سالی هست که راننده تاکسی است و قبلا در آژانس نیز فعالیت داشته و رانندگی در خیابان‌ها را تجربه کرده است دست فرمان خوبی دارد البته این تنها نظر خودش نیست بلکه اکثر مسافران نیز، به رانندگی بهتر وی حتی از آقایان اعتراف کرده‌اند.

این راننده تاکسی می‌گوید: هر روز صبح، کار خودم را با این دعا که خداوند همواره برای بندگانش خیر و خوبی نصیب کند آغاز می‌کنم من نیز می‌خواهم همانند سایر رانندگان آقا، در این شغل فعالیت داشته باشم و آنان نیز به باور برسند که از امروز من نیز به عنوان یک راننده تاکسی مشغول کار هستم و کاری با آنها ندارم و حتی جر و بحث هم نمی‌کنم.

در همین ‌جا می‌خواهم به هدف اصلی گفت‌وگوی خودم برگردم هدفی که مرا به جستجو و مصاحبه با این راننده تاکسی کشانید وقتی صحبت از این می‌کنم که آیا برخی از متلک‌های رانندگان به گوشتان رسیده با خنده پاسخ می‌دهد این طرز فکر برخی از آقایان و حرف و حدیث‌های ۲۴ ساعته آنان است چون من بیرون از خانه فعالیت دارم بیشتر شاهد هستم که برخی از مردان، معتقدند زنان باید همواره در خانه بمانند، بشویند و بسابند.

چند باری از پیر و جوان گرفته به من گفته‌اند که جای تو آشپزخانه است باید سیب‌زمینی پوست بکنی و آبگوشت بار بذاری خلاصه اینکه با این حرف و حدیث ها سر و کار دارم «جالب اینجاست یک روزی موقع رانندگی، یک راننده آقا گفت چرا نمی‌ری آبگوشتت بار بذاری دقیق به یاد دارم آنروز نهار آبگوشت پخته بودم و در جواب این راننده گفتم که من هم آبگوشتم را بار گذاشته‌ و حتی سبزی و نان سنگک هم خریده ام.»

خانم حسین‌پور، ۳ فرزند دارد که همگی ازدواج کرده و سمت زندگی خودشان رفته‌اند و حال نیز در کنار همسر خود که به شغل آزاد مشغول است روزگار خود را سپری می‌کند به گفته خودش، قبلا به شغل دیگری مشغول بوده ولی چرخ فلک روزگار، وی را سمت این شغل سوق داده است و در کنار شغلی که همسر خود دارد به نوعی کمک خرج خانواده هست و در چنین شرایط بد اقتصادی ، آقا و خانم خانه خود شده است.

این راننده تاکسی از درآمد روزانه خود به شرط مسافر بیشتر، راضی است اما این را هم می‌گوید که روزی که ماشین خرج داشته باشد چیزی در دست و بالم نمی‌ماند چون تاکسی در حال گردش است مسیرش شاه‌گلی، ولی‌عصر و یاغچیان است مشکلات بسیار است در هر زمان و در هر شرایط مشکلات نیز وجود دارد.

من به شغلی که دارم افتخار می‌کنم خانواده‌ام نیز باید افتخار کنند من پا در جای پای مردان گذاشته‌ام البته همسر و دامادم علاقه دارند که خانم‌ها باید مانند آقایان زندگی کنند و نباید گوشه‌نشین بوده و از همه چیز فرار کنند با خنده‌ای می‌گوید خانم‌ها باید جلوتر از آقایان حرکت کنند آقایان باید از ما عقب بمانند ما چرا از آنها عقب بمانیم.

دست فرمان خوبی دارم

جالب اینجاست که مردم نیز نگاهی مثبت دارند و می‌گویند خیلی خوب رانندگی کرده و خوب است که کار می‌کنید می‌گویند ای کاش راننده تاکسی خانم زیاد باشد.
حسین‌پور در رابطه با افزایش کرایه تاکسی می‌گوید: برخی از مسافران سر کرایه تاکسی زیاد بحث می‌کنند که کرایه قبلی را بدهیم من نیز قبول می‌کنم اما تا زمانی که مردم باید خود درک کنند که من نیز مشکلاتی دارم و باید خرج و مخارج خود را از همین تاکسی دربیاورم تا بتوانم امرار معاش کنم چرا که روزی هم بوده که با یک بار رفتن به سوپر مارکت، درآمد روزانه تاکسی تمام شده است.

درد دل مردم را به خوبی می‌فهمم

خاطره خوب خانم حسین پور از شغل خود قدری جالب است خاطره خوب وی این است که در طول روز با افراد خوبی سروکار دارم با افراد بد روبرو نشده‌ام ان شاءالله هم روبرو نمی‌شوم من دوست دارم با همه صحبت کنم و رابطه‌ام نیز با همه خوب است داد نمی‌زنم و اهل جر و بحث نیستم مسافران نیز به محض سوار شدن به تاکسی، خودم برای سلام دادن پیشقدم می‌شوم حتی مسافرانی داشتم که مشکل داشته یا ناراحت بودند حتی زن و شوهری سوار شده و در تاکسی جر و بحث داشته‌اند و من پا در میانی کرده‌ام ما باید مشکلات را حل کنیم همانند یک روانپزشک شده‌ام و درد همه را می‌خوانم بالاخره در هر شغلی که باشی باید با مردم سازگاری کنی.
این راننده تاکسی شغل خود را خوب می‌داند چرا که معتقد است در اجتماع بودن خوب است انسان‌ها باید با همه برخورد خوبی داشته باشند و طرز وارد شدن در اجتماع را فرا گیرند از شغل خودم راضی هستم و روزی که در خانه بمانم مریض می‌شوم.

جواب خوبی را خدا می‌دهد

در طول روز ۵ تا ۶ ساعت کار می‌کنم برای خوردن نهار نمی‌توانم به خانه بروم و اهل غذا خوردن در بیرون هم نیستم حتی یک لیوان آب هم نمی‌خورم هیچوقت پیش نیامده مسافر را زیر باران یا برف بگذارم این اتفاق افتاده که حتی مسافری با مبلغ پیشنهادی خود، دربست سوار شده و من نیز قبول می‌کنم چرا که جواب خوبی را خدا می‌دهد به هر حال همه باید مدارا کنند.

شاید برخی مدعی شوند که هر کسی را بهر کاری ساختند زن را چه به راننده تاکسی بودن اما من می‌گویم از تو حرکت و از خدا برکت، در همین گوشه و کنار شهرمان، افرادی هستند که با توکل بر خدا و پشتکار قوی یا علی گفته و برای کسب روزی حلال ، آستین بالا زده‌اند.

  • نویسنده : آناهیتا رحیمی