روانشناسی ترافیک تبریز؛ از مهندسی مسیر تا رفتارشناسی عامل انسانی آمارهای رسمی نشان میدهد که در سال ۱۴۰۳، در تصادفات درونشهری تبریز بیش از ۱۲ هزار و ۷۹۰ نفر شامل مصدومان و جانباختگان ثبت شدهاند که از این میان، ۸۴ نفر جان خود را از دست دادهاند. همچنین بیش از ۱۰ هزار و ۹۰۰ نفر […]

روانشناسی ترافیک تبریز؛ از مهندسی مسیر تا رفتارشناسی عامل انسانی
آمارهای رسمی نشان میدهد که در سال ۱۴۰۳، در تصادفات درونشهری تبریز بیش از ۱۲ هزار و ۷۹۰ نفر شامل مصدومان و جانباختگان ثبت شدهاند که از این میان، ۸۴ نفر جان خود را از دست دادهاند. همچنین بیش از ۱۰ هزار و ۹۰۰ نفر به مراکز درمانی منتقل شده و بخشی نیز بهصورت سرپایی درمان شدهاند.
شهریار تبریز/وحید یوسفی: این ارقام، زنگ خطری جدی برای مدیریت شهری است و نشان میدهد که موضوع ترافیک را باید چندوجهی دید. وقتی تنها از زاویه مهندسی شهری نگاه میکنیم، راهکارها عمدتاً به تعریض خیابانها و مسیرگشایی محدود میشود. اما بخش مهمی از ماجرا در «عامل انسانی» نهفته است؛ عاملی که علوم انسانی، بهویژه روانشناسی ترافیک، میتواند آن را تحلیل و مدیریت کند.
روانشناسی ترافیک؛ ابزاری برای کاهش تصادفات
در کشورهای توسعهیافتهای مانند آلمان، روانشناسی ترافیک بهعنوان شاخهای تخصصی، بر واکاوی رفتار رانندگان، سطح هیجانی آنها و عوامل درگیری و نزاع در ترافیک تمرکز دارد. این شاخه از روانشناسی کاربردی، بهویژه در آلمان، به توصیف، پیشبینی و احتمال تغییر رفتار فرد درگیر در ترافیک میپردازد. اصلیترین موضوع روانشناسی ترافیک، بررسی رفتار فرد درگیر در ترافیک، زیربناهای رفتار خاص فرد در ترافیک و ارتباط بین این رفتار و تصادفات یا تعاملات ترافیکی است.
روانشناسان ترافیک با تحلیل رفتار رانندگان، بهویژه رانندگان عصبی، آرام، مراقب یا متاثر از هیجانات فردی و یا مواد روانگردان، به شناسایی الگوهای رفتاری میپردازند. این تحلیلها میتواند به کاهش تصادفات و بهبود ایمنی ترافیک کمک کند.
اهمیت تحلیل رفتار انسانی در مدیریت ترافیک
در تبریز نیز، در کنار ضرورت ایجاد زیرساختهای بیرونی همچون دوربینهای نظارتی و مرکز کنترل هوشمند ترافیک، توجه به زیرساختهای روانی و رفتاری شهروندان اهمیتی دوچندان دارد. بسیاری از درگیریها در ترافیک ریشه در احساس «قربانی بودن» و تلاش برای زرنگی بیش از حد دارد؛ جایی که راننده تصور میکند اگر راهی باز نکند، حق او تضییع شده است.
مشاهدات میدانی نشان میدهد حتی رفتارهای سادهای چون اشاره دست برای گرفتن حق عبور میتواند از تنش بکاهد، زیرا برای بسیاری از رانندگان «دیده شدن» و «اجازه گرفتن» نوعی رسمیت اجتماعی دارد. همین جزئیات رفتاری است که میتواند روان ترافیک را آرام کند.
به بیان دیگر، حل مسئله ترافیک تنها در گرو تقاطع و سازه های عمرانی و تونل نیست؛ بلکه نیازمند سرمایهگذاری در حوزه آموزشهای شهروندی، کاربست روانشناسی ترافیک و نگاه انسانی به این معضل چندوجهی است. تنها با چنین رویکردی میتوان از حجم تصادفات و هزینههای انسانی آن در شهری مانند تبریز کاست.
اگر از منظر توسعه به مسئله نیم نگاهی داشته باشیم، توسعه شهری تنها محدود به سازه و عمرانی نیست؛ نگاهی که صرفاً به تعریض خیابانها و مسیرگشایی بسنده کند، تکوجهی و ناکامل است. شهروند بهعنوان عامل انسانی اصلی، نقش تعیینکنندهای در ترافیک و کیفیت زندگی شهری دارد. حل معضلات شهر نیازمند بهرهگیری از دانشهای مختلف، از مهندسی تا روانشناسی، و توجه به رفتار، هیجانات و فرهنگ شهروندان است تا توسعهای جامع، پایدار و انسانی شکل بگیرد.





