به گزارش قلم پرس، مدیریت واحد شهری، مفهومی کلیدی در جهت ساماندهی بهینه امور شهری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان به شمار میرود. این رویکرد مدیریتی بر ایجاد هماهنگی، انسجام و یکپارچگی میان نهادها، سازمانها و دستگاههای اجرایی مختلف تأکید دارد؛ نهادهایی که هر یک بهنوعی در اداره شهر نقش دارند اما در بسیاری از موارد، عملکرد جزیرهای آنها موجب بروز ناهماهنگی، اتلاف منابع و کاهش کارآمدی شده است.
مدیریت واحد شهری در کلانشهر تبریز، بهعنوان یکی از مهمترین الزامات حکمرانی نوین شهری، همواره مورد توجه صاحبنظران و مدیران این حوزه بوده است. در همین راستا، گفتوگویی با دکتر احتشام حاجیپور، از چهرههای برجسته و اثرگذار در عرصه مدیریت شهری و برنامهریزی توسعه استان آذربایجان شرقی، انجام دادهایم که در ادامه میخوانید:
آقای دکتر، مدیریت واحد شهری را چگونه تعریف میکنید و چرا برای شهری مانند تبریز اهمیت دارد؟
حاجیپور: مدیریت واحد شهری به معنای ایجاد انسجام و هماهنگی میان تمامی نهادها و سازمانهایی است که در اداره شهر نقش دارند. در شهری مانند تبریز که با رشد جمعیت، توسعه فیزیکی و پیچیدگی مسائل شهری مواجه است، نبود این یکپارچگی میتواند منجر به اتلاف منابع، موازیکاری و کاهش بهرهوری شود. بنابراین، حرکت بهسوی یک نظام مدیریتی منسجم، ضرورتی انکارناپذیر برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است.
آقای دکتر، اگر بخواهیم از یک سطح عمیقتر به موضوع نگاه کنیم، مدیریت یکپارچه شهری در تبریز دقیقاً ناظر به حل چه مسئلهای است؟
حاجیپور: در لایههای عمیقتر، مسئله اصلی ما «چندگانگی در تصمیمگیری و اجرا» در مدیریت شهری است. شهر، یک سیستم زنده و پیچیده است که اجزای آن بهشدت به هم وابستهاند؛ از حملونقل و محیطزیست گرفته تا اقتصاد شهری و مسائل اجتماعی. وقتی این اجزا توسط نهادهای متعدد و بدون یک فرماندهی واحد اداره شوند، نتیجه چیزی جز ناهماهنگی و کاهش کارایی نخواهد بود. مدیریت یکپارچه شهری در واقع پاسخی به همین گسست ساختاری است؛ تلاشی برای ایجاد یک عقلانیت واحد در اداره شهر.
این گسست ساختاری چه پیامدهایی برای شهر تبریز داشته است؟
حاجیپور: این گسست را میتوان در سطوح مختلف مشاهده کرد؛ از پروژههای عمرانی که بعضاً بدون هماهنگی اجرا میشوند، تا سیاستگذاریهایی که همراستا نیستند. نتیجه آن، هدررفت منابع، دوبارهکاری، نارضایتی شهروندان و کند شدن روند توسعه است. در برخی موارد حتی شاهد تعارض منافع سازمانی هستیم که مانع تصمیمگیریهای کلان و اثربخش میشود. این وضعیت، ظرفیتهای ارزشمند تبریز را آنطور که باید بالفعل نمیکند.
در این میان، نقش شورای شهر را چگونه در سطحی تحلیل میکنید؟
حاجیپور: اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، شورای شهر صرفاً یک نهاد نظارتی یا تقنینی نیست؛ بلکه میتواند بهعنوان «مغز متفکر» مدیریت شهری عمل کند. شورا باید بتواند میان منافع بخشی و منافع عمومی تعادل ایجاد کند و با نگاه راهبردی، جهتگیری کلی شهر را مشخص نماید. این امر مستلزم آن است که شورا از سطح تصمیمگیریهای روزمره عبور کرده و به سمت سیاستگذاریهای کلان، آیندهنگری و نظارت هوشمند حرکت کند. در واقع، هرچه شورای شهر حرفهایتر و مبتنی بر دانش عمل کند، امکان تحقق مدیریت یکپارچه نیز بیشتر خواهد شد.
به نظر شما چرا با وجود آگاهی از این ضرورتها، هنوز مدیریت یکپارچه شهری بهطور کامل محقق نشده است؟
حاجیپور: این سؤال بسیار مهمی است. واقعیت این است که ما با یک «مسئله صرفاً مدیریتی» مواجه نیستیم، بلکه با یک «مسئله نهادی و ساختاری» روبهرو هستیم. بخشی از این چالش به قوانین بالادستی و تمرکز قدرت در سطح ملی بازمیگردد. بخشی دیگر به فرهنگ سازمانی و مقاومت در برابر تغییر مربوط است. برخی دستگاهها تمایل ندارند اختیارات خود را واگذار کنند، چرا که این امر بهنوعی کاهش قدرت تلقی میشود. از سوی دیگر، ضعف در نظامهای اطلاعاتی و نبود دادههای یکپارچه نیز تصمیمگیری هماهنگ را دشوار میکند.
با توجه به این پیچیدگیها، مسیر گذار به مدیریت یکپارچه شهری را چگونه ترسیم میکنید؟
حاجیپور: این گذار یک فرآیند تدریجی و چندبعدی است. نخستین گام، اصلاح چارچوبهای قانونی و شفافسازی حدود اختیارات نهادهاست. در گام بعدی، باید به سمت تمرکززدایی و تقویت مدیریت محلی حرکت کنیم. همچنین ایجاد سامانههای یکپارچه اطلاعاتی، نقش بسیار مهمی در همراستاسازی تصمیمات دارد. اما نکتهای که کمتر به آن توجه میشود، «سرمایه انسانی» است؛ ما نیازمند مدیرانی هستیم که نگاه سیستمی داشته باشند، نه بخشی.
جایگاه مشارکت شهروندان را در این مدل چگونه میبینید؟
حاجیپور: در مدیریت نوین شهری، شهروندان صرفاً دریافتکننده خدمات نیستند، بلکه بخشی از فرآیند تصمیمسازی محسوب میشوند. بدون مشارکت واقعی مردم، هیچ مدلی از مدیریت پایدار نخواهد بود. این مشارکت میتواند از طریق نهادهای محلی، شوراهای محله، و ابزارهای نوین دیجیتال تقویت شود. مشارکت، هم به افزایش مشروعیت تصمیمات کمک میکند و هم کیفیت آنها را ارتقا میدهد.
با توجه به سوابق اجرایی شما، این نگاه تا چه حد در عمل قابل تحقق است؟
حاجیپور: در تجربههای اجرایی بنده—از شهرداری تبریز تا مسئولیتهای نظارتی و برنامهریزی—همواره تلاش کردهام این نگاه سیستمی را پیادهسازی کنم. باور دارم که پیوند میان دانش و تجربه، کلید موفقیت در مدیریت شهری است. اگر بتوانیم این دو را در کنار اراده مدیریتی و مشارکت اجتماعی قرار دهیم، بسیاری از موانع قابل رفع خواهد بود.
و در نهایت، چشمانداز شما برای آینده مدیریت شهری تبریز چیست؟
حاجیپور: من آینده تبریز را روشن میبینم، به شرط آنکه به سمت اصلاحات ساختاری و تقویت حکمرانی محلی حرکت کنیم. تبریز از نظر تاریخی، فرهنگی و اقتصادی ظرفیتهای بزرگی دارد. اگر مدیریت یکپارچه شهری بهدرستی مستقر شود، این شهر میتواند به یکی از الگوهای موفق مدیریت واحد شهری در سطح ملی و حتی منطقهای تبدیل شود.





