خبرگزاری فارس ــ یادداشت میهمان؛ مهرداد سیناپور: گروهک های ضد انقلاب در روز برگزاری انتخابات هم دست از خیانت، وطن فروشی و آزار هموطنان خارج از کشور برنداشتند و بار دیگر عمق کینه ورزی و خصومتشان را به نمایش گذاشتند.  ایرانی های خارج از کشور به رغم تمام مشکلات از جمله دوری راه، کاری بودن روز […]

خبرگزاری فارس ــ یادداشت میهمان؛ مهرداد سیناپور: گروهک های ضد انقلاب در روز برگزاری انتخابات هم دست از خیانت، وطن فروشی و آزار هموطنان خارج از کشور برنداشتند و بار دیگر عمق کینه ورزی و خصومتشان را به نمایش گذاشتند. 

ایرانی های خارج از کشور به رغم تمام مشکلات از جمله دوری راه، کاری بودن روز جمعه در کشورهای محل زندگی آنها، با اشتیاق و علاقه به وظیفه ملی خود برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری عمل کردند و کاری کردند که خاری به چشم بدخواهان شد.

انتخابات این دوره ریاست جمهوری با تفاوتی اساسی به نسبت دیگر دوره ها همراه بود و آن فشار سنگین «عملیات روانی و تبلیغاتی» بود که رسانه های مختلف فارسی زبان با خط دهی سرویس های خارجی علیه ملت ایران و افکار عمومی داشتند.

رسانه های ضدانقلاب همگی با سیاستی مشترک در راستای تشویق مردم به عدم مشارکت و حذف صندوق های رأی یکصدا شدند و فضایی سیاه و ناامید کننده از کشور را ترسیم کردند به گونه ای که گویا دیگر امیدی به اصلاح و بهبود آن نیست.

در این میان برخی شخصیت ها و جریانات سیاسی هم در داخل متاسفانه در هماهنگی با طرف خارجی در این آتش دمیدند و مردم را به هر نحوی که امکانش را داشتند تشویق به عدم مشارکت کردند.

بر اساس فضای ایجاد شده که در سطور فوق به آن اشاره شد، اقدام «ایرانی های خارج از کشور» که حاضر شدند در چنین جوی پای صندوق های رأی حاضر شوند بسیار قابل اهمیت است و جای بسی تقدیر و تشکر از آنها دارد.

گروهک های معارض و ضد انقلاب خارج نشین اعم از منافقین، سلطنت طلبان، حرکه النضال و دیگران هم در این ایام بیکار ننشتند و همگی تلاش کردند با تجمع و تمرکز اعضای خود در اطراف شعب اخذ رأی هموطنان خارج از کشور، مانع از مشارکت آنها شوند.

 در این راستا تصاویری که در شبکه های مجازی در روز برگزاری انتخابات منتشر شد حاکی از این مطلب بود که ضدانقلاب با فحاشی و ناسزاگویی به ایرانیانی که قصد مشارکت در انتخابات را داشتند آنها را مورد اذیت و آزار کلامی قرار می دادند و از بیان هر گونه کلمات رکیک هم ابایی نداشتند.

آنها البته پا را از این هم فراتر گذاشتند و با ضرب و جرح برخی از هموطنان، آنها را مورد اذیت و آزار جسمی هم قرار دادند که این اقدام منزجر کننده تاییدی چندباره بود بر این مطلب که خائنین و وطن فروشانی که در خارج از کشور از راه خیانت به هموطنان خود ارتزاق می کنند از انجام هیچ اقدامی علیه مردم چشم پوشی نمی کنند.

جبهه معارضین ضدانقلاب که با بودجه های دریافتی از برخی قارون های منطقه ای و سرویس های اطلاتی رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی و البته با حمایت های بی شائبه آمریکا، چهار دهه است که در آرزوی تغییر و براندازی نظام مردمی جمهوری اسلامی تلاش مذبوحانه دارند، ناکامی ها و حقارت خود را از این طریق به نمایش می گذارند.

در این خصوص قید چند نکته اهمیت دارد و از آن جمله اینکه، باید مسئولین دولتی و حکومتی بیش از پیش نسبت به «ایرانی های خارج از کشور» توجه داشته باشند و به طرق مختلف در جهت ارتباط و همکاری هرچه بیشتر میان این سرمایه عظیم و ارزشمند خارج نشین با داخل کشور تلاش کنند.

نکته بعدی تمرکز بر روی این مساله است که به اصطلاح «مدعیان دفاع از حقوق بشر» کجا هستند که اینگونه حرکات شنیع، غیر دموکراتیک و ضد حقوق بشری را تقبیح و محکوم کنند؟ 

«تامین امنیت شهروندان ایرانی مقیم»، یکی دیگر از نکاتی که باید به آن به صورت ویژه پرداخت این است که، رهبران کشورهای غربی و به خصوص اروپایی باید پاسخگو باشند که چطور امکان دارد چنین اتفاقاتی در اطراف و حتی مقابل شعب اخذ رأی ایران در کشورهای آنها صورت بگیرد؟ 

مگر نه اینکه ماموران انتظامی و امنیتی آنها باید پیش، حین و پس از برگزاری انتخابات فضای امنی را برای ایرانی های مقیم آن کشورها ایجاد کنند و مضاعف بر آن، امنیت مراکز دیپلماتیک (سفارت خانه ها و کنسولگری ها) ایران که عمدتا شعب اخذ رأی بودند را نیز تامین کنند؟

نمونه اخیر این موضوع در روز برگزاری انتخابات ۲۸ خرداد، ضرب و شتم یک زن ایرانی در «بیرمنگام» انگلیس هنگام ورود به محل رای‌گیری است در حالی که بنا بر عُرف دیپلماتیک و وظایف میزبان، «دولت انگلیس» موظف به حمایت از وی بوده است.

«گروهک منافقین» کارنامه ای سیاه و بلندبالا در خصوص اعمال خشونت طلبانه دارد که به صورتی موجز به برخی از آنها اشاره می کنیم: 

حمله به «سفارت ایران در سوئیس» در آذر سال ۱۳۹۰، در این حادثه اعضای منافقین با پرتاب مواد آتش زا و سنگ به سمت سفارت ایران در برن، اقدام به خرابکاری و تعرض کردند.

حمله به «سفارت ایران در دانمارک» در آذرسال ۱۳۹۱، در آن حادثه پلیس دانمارک به رغم هشدارهایی که سفارت ایران از صبح همان روز به آنها داده بود، حاضر نشده بود.

حمله به «سفارت ایران در آلمان» در آذرسال ۱۳۹۱، برخی از منافقین و گروهک های ضدانقلاب با ورود به محل سفارت خانه اقدام به هتک حرمت پرچم، رنگ پاشی به دیوارهای ساختمان، فحاشی و مواردی از این دست کردند.

حمله به «سفارت ایران در کانادا» در تیرسال ۱۳۹۱، در این حادثه هم منافقین و برخی دیگر مزدوران اقدام به حمله به سفارت ایران کردند.

حمله به «سفارت ایران در انگلیس» در بهمن سال ۱۳۹۳، در این حادثه هم منافقین با ورود به بخش کنسولی سفارت ایران در لندن اقدام به خرابکاری کردند. 

اما «یک هشدار جدی» برای کشورهای اروپایی این است که حمایت شما از فرقه ای خطرناک، تروریستی و غیرقابل پیش بینی همچون «منافقین» برایتان دردسر ساز خواهد شد و عواقب آن میتواند برای شما هزینه گزاف داشته باشد. 

شما کشورهای اروپایی از کسانی حمایت می کنید که در سوابق خود خودسوزی اعضایشان در واکنش به دستگیری مریم رجوی را دارند و در اقدام اخیرشان هم صرفا به دلیل عدم تحمل نظر مخالف و به این استدلال که مخالف برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی ایران هستند به خودشان اجازه می دهند که شهروندان عادی را مورد تعرض و آزار قراردهند و این با سیاست اعلامی شما مبنی بر دفاع از حقوق بشر و دموکراسی تضاد بسیاری دارد.

به هرحال، امیدواریم اعضای سالخورده تیرانا نشین و کلیه اعضای گروهک های خرابکار و تروریستی که در سال های اخیر ضربات مهلکی از دستگاه های اطلاعاتی ایران در داخل و خارج از مرزها دریافت کردند و رهبرانشون یکی پس از دیگری به ایران انتقال داده شده و به دست عدالت محاکمه شدند، متوجه این واقعیت بشوند که بیش از چهاردهه است که قدرتمندان بین المللی در حال نزاع و تقابل با جمهوری اسلامی ایران هست و آنها نتوانستند کاری از پیش ببرند، این گروهک های کرایه ای که دیگر جای خود دارند.

این مطلب را در اینجا با قید این نکته به پایان می رسانم که اگر نبود صبر راهبردی و رعایت برخی مسائل از سوی دستگاه های امنیتی کشور که مصلحت ایجاب می کند، آنطور که آنها تصورش را هم نمی توانند داشته باشند و از جایی که هرگز فکرش را نمی کنند، ضربات فلج کننده ای دریافت می کردند و البته که هنوز هم این فرصت ها در دسترس ایران هست.

انتهای پیام/