روایتی تلخ از کوچه پس کوچههای تبریز / خودروهای گرانقیمت در غروب محلهای فقیرنشین
زیر پوست شهر تبریز در برخی محلههای حاشیهای که در آن افراد غریبه را از دور با نگاههای خود شکار میکنند و دوست دارند بدانند کیستی، واقعی تلخ در شرف جریان است، وقایعی هولناک… امنیتهای رقیقتر از لحاظ رؤیت و مشاهده امّا گاهی به مراتب خطرناکتر وجود دارد.
ریههای تبریز زیر فشار بیتدبیریها
همزمان با توسعه تبریز هر روز به بهانهای به جای باغهای سرسبز، ساختمانها و برجها سر به آسمان کشیدند و همچنان این روند، ادامه دارد تا جایی که ریههای تبریز زیر بار فشار این بیتدبیریها با تنگنا مواجه شده است.
زیر پوست شهر تبریز – قسمت اول؛ پشت پرده شهر اولین ها
اینجا تبریز است، شهر بدون گدا! شهری که به دیار اولین ها معروف است! شهری که مسئولین استانی در همایش ها و سخنرانی های خود با غرور از شهر تبریز به عنوان شهر بدون گدا و کارتن خواب یاد می کنند!
غمباد آرتیست «دیوارمرگ لوناپارک» روی ویلچر
او زمانی یک قهرمان بوده و عشق آدمهای شهری که هر بار به شهر بازی میرفتند برای دیدن نمایشهای خطرناکش به صف میایستادند و امروز همه فراموشش کردهاند.
خوشمان آمد تبریز را سیل ببرد!
خیابان های تبریز در شان این شهروندان نیست و با هر بارش ناگهانی و آبگرفتگی سیل جاری می شود، حال چه اشکالی دارد تبریز را سیل ببرد، شاید بگویند خوشمان می آید! چه اشکالی دارد مردم و مخصوصا قشر رانندگان تاکسی که از صبح تا شب با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند بخاطر مشخص نشدن کرایه تاکسی ها با دیگران درگیر شوند...










