از تحریف واقعیت تا مدیریت ذهن‌ها؛ رسانه‌ها در خط مقدم جنگ روان
از تحریف واقعیت تا مدیریت ذهن‌ها؛ رسانه‌ها در خط مقدم جنگ روان
در عصری که خبر پیش از صحت، منتشر می‌شود و احساسات بر منطق سایه می‌اندازد، جنگ روانی چهره‌ای پیچیده‌تر از همیشه به خود گرفته است. تحریف واقعیت، شایعه‌سازی و تخریب هدفمند، نه از سر هیجان که با طراحی آگاهانه، ذهن مخاطب را نشانه می‌گیرد؛ جایی که رسانه‌ها می‌توانند یا به ابزار این جنگ تبدیل شوند یا در خط مقدم روشنگری و صیانت از افکار عمومی بایستند.

قلم پرس: یادداشت||زهراعلمی| فعال رسانه ای:  در شرایطی که فضای رسانه‌ای با سرعتی بی‌سابقه در حال بازتولید و بازنشر محتواست،فریب، دروغ، تهمت و شایعه‌پراکنی به ابزارهای اصلی جریان‌سازی و عملیات روانی علیه افکار عمومی تبدیل شده‌اند.

این روند حاصل کنش‌های اتفاقی یا هیجانی نیست، بلکه مبتنی بر برنامه‌ریزی هدفمند و شناخت دقیق از بسترهای اجتماعی دنبال می‌شود. تحریف واقعیت‌ها معمولاً با ترکیب گزینشی حقیقت و دروغ انجام می‌گیرد تا روایت جعلی، قابل باور و قابل پذیرش جلوه کند و مخاطب بدون آنکه متوجه فرآیند فریب شود، در مسیر القاشده قرار گیرد.

در این میان، تهمت‌زنی و تخریب چهره‌ها و نهادهای اثرگذار، با هدف سلب اعتماد عمومی و ایجاد بی‌ثباتی ذهنی، به‌عنوان یکی از مؤثرترین روش‌های عملیات روانی به کار گرفته می‌شود. شایعه‌پراکنی نیز به دلیل ماهیت هیجانی و قابلیت بالای انتشار در شبکه‌های اجتماعی، نقشی کلیدی در برهم زدن آرامش روانی جامعه و منحرف کردن توجه افکار عمومی از واقعیت‌های اصلی ایفا می‌کند.

نقش رسانه‌ها در این فرآیند بسیار تعیین‌کننده است.رسانه می‌تواند با بی‌دقتی و شتاب‌زدگی ناخواسته به بازوی تکمیل‌کننده عملیات روانی دشمن تبدیل شود و یا با پایبندی به اصول حرفه‌ای، صحت‌سنجی اخبار، پرهیز از بزرگ‌نمایی و ارائه تحلیل‌های مستند، نقش روشنگرانه و بازدارنده ایفا کند. تبیین دقیق و مسئولانه واقعیت‌ها، تفکیک خبر از تحلیل و ایجاد چارچوب‌های عقلانی برای فهم رویدادها، از مهم‌ترین وظایف رسانه‌ها در مواجهه با جنگ روانی و تحریف افکار عمومی است.

تجربه نشان می‌دهد مقابله مؤثر با این جریان‌ها، نیازمند نگاه راهبردی رسانه ها و تقویت سواد رسانه ای جامعه است که تنها با عملکرد حرفه ای ان ها میتواند به حفظ اعتماد و انسجام اجتماعی منجر شود.