روابط عمومی – زنان -عوامل روانشناختی
روابط عمومی – زنان -عوامل روانشناختی

زنان با وجود اینکه در حوزه اطلاعات و ارتباطات توانایی قوی تری دارند اما مدیران را در بیشتر موارد مردان تشکیل می دهند؛صرف وقت و دامنه ساعت کاری بیشتر از سایر مشاغل، در مدیران روابط عمومی، معمولا زنان را دچار محدودیت هایی می کند که این موضوع مورد استفاده مدیران مرد قرار گرفته و مراحل رشد را برای زنان شاغل در روابط عمومی که فرزند و همسر دارند به مراتب مشکل تر می نماید.

قلم پرس، یادداشت -زینب عربی – روابط عمومی راهداری وحمل ونقل جاده ای استان|| روابط عمومی قدیمی ترین شکل ارتباطات اجتماعی به  حساب می آید اگر چه درباره شکل گیری عینی آن بر اسا س قواعد و اصول خاص ، نظریه های مختلفی ابراز شده است. اما بر اساس نظریه یک محقق امریکایی پیدایش روابط به حدود چهارصد سا ل قبل از میلاد و توسط فردی به نام ” گورگیاس” بر می گردد که در واقع ” علم بیان” و شیوه های متقاعد سازی مخاطب را مطرح کرد.

به جرات میتوان گفت روابط عمومی به عنوان یک علم دارای اصول منطقی، نظریه، الگو و معرفت شناسی بوده و از قدرت پیش بینی نتایج و ظرفیت بسیار بالا برای سازماندهی روابط اجتماعی و بهبود عملکرد سازمانهای اجتماعی برخوردار است. این توانمندی زمانی قابلیت بروز بیشتری را می یابد که نظام های حاکم بر جامعه از یک نظام باز تبعیت کنند در این صورت، توان و قدرت عمل روابط عمومی به حداکثر می رسد و به تعالی بخشیدن روابط اجتماعی کمک می نماید.  ضروری است که با انجام مطالعات و بررسى هاى لازم اساساً معلوم شود که سازمان ها واقعاً به چه رویه و رویکردى براى تعامل با مردم نیاز دارند؟ یکى از عواملى که در سرنوشت هر سازمان  و فرد اهمیت و ارزش دارد و آنها را براى رسیدن به هدفشان یارى مى دهد، کیفیت رابطه آنها با افراد و مؤسساتى است که با آن سر و کار دارند . بنابراین، نقش عمده روابط عمومى، نزدیک کردن اذهان عمومى به واقعیت در سازمان ها می باشد. توانایى شناخت و اقدام آگاهانه، کاربرد روابط عمومى ر ا افزایش داده و منجر به تحرک و کارایى آنها خواهد شد .

روابط عمومى در حقیقت مى تواند به عنوان واسطه میان نهادها و مردم نقش قابل قبولى ایفا کند. آنها مى توانند، با تنظیم برنامه دقیق به سؤال ها، شک ها و تردیدها پاسخ دهند.

از لحاظ تاریخی، مردان در زمینه روابط عمومی فعالتر بودند اما از دهه ۱۹۸۰ به بعد, زنان وارد این عرصه شدند و در حال حاضر ۷۰ درصد از نیروی فعال در این عرصه را تشکیل می دهند. بیش از ۹۰ درصد دانشجویان رشته روابط عمومی زنان هستند .

آنچه که قابل توجه است جنس‌ زن‌ به‌ لحاظ‌ هوش‌ و حافظه‌ مساوی‌ با مرد است‌ ولی‌ به‌ لحاظ‌ بروز استعدادها وگرایشها و تمایلات‌ و نیازهای‌ احساسی‌ و روحی‌ و روانی‌ با مرد متفاوت‌ است‌ مثلاً مایل‌ است ‌همواره‌ مورد توجه‌ قرار گیرد.

با توجه به مؤلفه های فوق، در مبانی‌ غربی، زن‌ از نظر انسان‌شناسی‌ و یا اصول‌ روان‌شناسی، ‌جنس‌ ظرفیتر و دارای‌ رفتاری لطیف‌تر از مرد می باشد.

در حافظه اجتماعی زنان  برتر از مردان می باشند که مهارت بیشتر زنان در یادآوری اسامی و صورت ها ناشی از علاقه مندی آنان به افراد است.

باتوجه به مطالب فوق هوش مفهومی است که بیشتر مردم با آن آشنا هستند ما احساس می کنیم که باهوش بودن مهم است چون این ویژگی را برای موفقیت لازم می دانیم همه این ویژگیها، زن را بدل به بهترین گزینه برای تعالی روزافزون روابط عمومی کرده و بلاتردید سازمان های نوگرای امروز فارغ از هردید سنتی به سمت سپردن سکان روابط عمومی به زنان اقدام خواهند کرد.

. شواهدی مبتنی بر این‌که زنان پُرطاقت‌تر بوده و از ذهن بازی برخوردارند، دست پیدا کرده‌اند و دریافتند آن‌ها استراتژی‌ها را پی‌ریزی می‌کنن اگر به توانایی های زنان اعتماد دتاشته باشیم اگر نیروی کارآمد دراختیار زنان قرارداده بشود، اختیارات مدیریتی داشته ،در محیط کار حمایت شود ،قطعا زنان بسیار موفق ترخواهند بود.

در حوزه روابط عمومی ارتباطات و تحرکات و تنوع کاری بیشتر از مشاغل دیگر است و این افراد تابلو های تمام نمای سازمان هستند و وجود ارتباطات قوی آنها را متمایز می کند.

با وجود اینکه توانایی زنان در حوزه اطلاعات و ارتباطات قوی تر است ولی مدیران را در بیشتر موارد مردان تشکیل می دهند؛صرف وقت و دامنه ساعت کاری بیشتر از سایر مشاغل، در مدیران روابط عمومی، معمولا زنان را دچار محدودیت هایی می کند که این موضوع مورد استفاده مدیران مرد قرار گرفته و اجازه رشد بالاتر از کارشناس را به زنان شاغل در روابط عمومی که فرزند و همسر دارند به مراتب مشکل تر می نماید. در این حوزه هنوز هم از حضور زنان در مناصب مدیریتی جلوگیری میکند.

تحقیقات قابل توجهی طی چند دهه گذشته بر بررسی عوامل دخیل در این نابرابری متمرکز شده اند عواملی شامل مفروضات جنسیتی در مورد تقسیم کار و تعیین نقش و اقدامات نهادی است که منجر به فقدان فرصت های ناظری و عدم دسترسی به افراد دارای قدرت می شود.

فرضیات جنسیتی در مورد تقسیم کار و نقش ها از ساختارهای اجتماعی جنسیت و رهبری تشکیل شده است، منطقه ای که بیشتر مورد توجه محققان قرار گرفته است ساختارهای اجتماعی به ایدئولوژی های اجتماعی و اشکال ارتباطی، نوشتاری یا گفتاری اشاره دارد( Fitch and Third (2014)) شواهدی از تقسیم جنسیتی کار را یافتند که در آن زنان متخصص استرالیایی نقش های فنی کلیشه روابط‌عمومی، به نوبه خود، به جای یک کارکرد استراتژیک یا مدیریتی، به عنوان یک کارکرد فنی تفسیر می شود. درنتیجه باید گفت مولفه های  جسمانی و روانشناختی که درروابط عمومی زنان موثراست

جنس‌ زن‌ دارای‌ معدل‌ بالاتری‌ از نظر تعداد به کار بردن کلمات‌ در یک‌ روز در مقایسه‌ با مرد است و در نتیجه‌ بیشتر از مرد حرف‌ می‌زندولی درتوجه ودقت درمسائل جزی ومصادیق قویتر ودقیق تر ازمرد میباشد؛  زن مراحل‌ رشد و یادگیری‌ را در دوران‌ کودکی‌ سریع تر از مرد طی می‌نماید و زودتر از مرد به‌آستانه‌ بلوغ‌ و نوجوانی‌ و جوانی‌ قدم‌ می‌گذارد واحساس مسولیت و وظیفه شناسی درزنان بیشتر است .

امید است با اعتماد به زنان در همه حوزه مخصوصا مدیریتی باعث رشد و ترقی و مدرن شدن جامعه گردند.