علم در محاصرهی شعلههای جنگ/۱۰ نوامبر روزی برای شرمساری یا بازگشت؟ در تقویم جهانی، دهم نوامبر یادآور روزی است که سازمان ملل در سال۲۰۰۱، علم را با گرانبهاترین واژگان پیوند زد: صلح و توسعه. شهریار تبریز/ بیژن آقا بیگی: فلسفهای عظیم در پس این نامگذاری نهفته بود؛ اینکه دانش، نه یک ابزار خنثی، که نیرویی […]

علم در محاصرهی شعلههای جنگ/۱۰ نوامبر روزی برای شرمساری یا بازگشت؟
در تقویم جهانی، دهم نوامبر یادآور روزی است که سازمان ملل در سال۲۰۰۱، علم را با گرانبهاترین واژگان پیوند زد: صلح و توسعه.
شهریار تبریز/ بیژن آقا بیگی: فلسفهای عظیم در پس این نامگذاری نهفته بود؛ اینکه دانش، نه یک ابزار خنثی، که نیرویی فعال و هدایتگر برای ساختن جهانی عادلانهتر و فارغ از فقر و نزاع است. آرمانِ یونسکو، ترسیمِ تصویری بود که در آن، شکاف میان پیشرفت و جامعه پر شود، و چراغِ علم، راهگشای تاریکترین مسیرها باشد.
اما امروز، در میان غبار برخاسته از شهرهای ویران، در سکوتِ هولناکِ دانشگاهها و بیمارستانهای منهدم شده، باید با اندوهی عمیق و لرزان باین پرسش را طرح کنیم: آیا علم، در میدان عمل، به آرمان خود وفادار مانده است؟
تضاد دردناک: نبوغ در خدمت توحش
از زمانی که این روز نامگذاری شد، جهان شاهد دو قطبی شدنهای عمیقتر و جنگهای سهمگینتری بوده است. اکنون، در سالهایی که پشت سر گذاشتیم، از شعلههای سردِ جنگ اوکراین گرفته تا فاجعهی عریان و بیوقفهی غزه، یک حقیقت تلختر از هر باروتی به مشام میرسد: علم، در اوج شکوفایی خود، به خدمت وحشیانهترین اهداف درآمده است.
این تناقض، قلب هر انسان آرمانگرایی را میفشارد: اوج نبوغ انسانی در خدمت جنایت علیه بشریت.
در جنگهای امروزی، ما شاهد انقلابی در فناوری پهپادها و هوش مصنوعی هستیم؛ سیستمهای پیشرفتهای که تحلیل دادههای جنگی را در چند ثانیه انجام میدهند و دقت در هدفگیری را به اوج میرسانند. این اوج نبوغ علمی، متأسفانه برای تسهیل کشتار و نابودی زیرساختها به کار رفته است.
در غزه، فاجعه به مرزهای شکنندهی انسانیت تجاوز کرده است. مدارس این معابدِ دانش، در کنار بیمارستانها و خانههای کودکان بیپناه فلسطینی، هدف شنعترین حملات ضد انسانی قرار گرفتهاند. مراکز علمی و آموزشی به تلی از خاک تبدیل شدهاند؛ دانشآموزان و معلمان، نخبگان فردا، زیر آوارها مدفون گشتهاند و علمی که باید جان انسانها را نجات میداد، با کمک فناوریهای نظامیِ پیشرفته، زندگی را از کودکان بیگناه و بیپناه سلب کرده است.
اینجاست که روز جهانی علم، بیش از آنکه روز جشن باشد، به روز سوگواریِ وجدانِ علمی جهان تبدیل میشود.
علم فاقد وجدان، ابزاری خطرناک
پیام این فجایع روشن و بیرحمانه است: علم به تنهایی صلح نمیآفریند. علم، یک نیروی خنثی نیست؛ قدرتی است که جهت و ارزشش را از ارادهی سیاسی و اخلاقی انسانها میگیرد. وقتی این اراده در چنگال قدرتهای جنگطلب و سیاستهای نژادپرستانه اسیر میشود، بزرگترین دستاورد بشری (دانش)، به شمشیر دولبهای تبدیل میگردد که ریشهی صلح و توسعه را میزند.
چگونه میتوان از “توسعه” سخن گفت، در حالی که دانشآموزان منطقهای چون غزه دیگر مدرسهای ندارند. چگونه میتوان به “صلح” امید بست، در حالی که پیشرفتهترین ابزارهای ناوبری برای پرتاب دقیقترین موشکها وبمبها خوشهای و چند تنی بر سر انسانهای بیپناه به کار میروند؟
فراسوی شرمساری: فراخوان علم برای بقای انسان
اگر امروز«۱۰نوامبر» ندای شرمساری است، پس باید آن را به روزِ بیداری تبدیل کنیم. بحرانهای جهانی اخیر، تنها نوک کوه یخی از تقابلی عمیقتر هستند که میتواند جهان را به آستانهی جنگهایی سهمگینتر در مقیاسهای جهانی بکشاند؛ جنگهایی که با فناوری امروز، مرگ و میر بیشمار و بیسابقهای را برای انسانهای بیگناه رقم خواهند زد و بازگشتی برای بشریت باقی نخواهند گذاشت.
اینجاست که علم، ناگزیر باید از نقش “جلاد” دست کشیده و آخرین و تنهاترین سنگر نجات بشریت باشد.
علم باید با تمام قوای خود، به خدمت «توقف» و «پیشگیری» درآید
دیپلماسی دانشبنیان: دانشمندان میتوانند نقش میانجی بیطرف را ایفا کنند. بکارگیری تخصص در تحلیل دادهها، شناخت ریشههای اقتصادی-اجتماعی درگیریها و ارایه راهحلهای بیطرفانه مبتنی بر شواهد، میتواند بنبستهای سیاسی را بشکند.
فناوریهای صلح: استفاده از دانشهای نوین (هوش مصنوعی، بلاکچین، تحلیل کلانداده) نه برای توسعهی سلاح، بلکه برای ساخت زیرساختهای صلح؛ از توسعهی سامانههای هشدار سریع برای پیشگیری از قحطی، تا مدیریت عادلانه منابع حیاتی در مناطق بحرانی.
ترویج تفکر انتقادی و تساهل: مهمترین ابزار علم، روش تفکر است. علم، با ترویج رویکرد انتقادی و منطقی به مسایل، و تشویق به گفتگو به جای خشونت، میتواند بنیانهای فکری جنگطلبی و نفرت را در نسلهای آینده سست کند.
ساخت جهانی توسعهیافته در قلب آرامش
هدف غایی روز۱۰نوامبر، نه فقط توقف جنگ، بلکه پیادهسازی صلح جهانی و ساختن جهانی زیبا و توسعهیافته برای زندگی بشریت در آرامش است. علم، برای رسیدن به این آرمان، باید به شکلی اساسی بازتعریف شود: علم نباید صرفاً به فکر «چگونه ساختن» باشد، بلکه باید عمیقاً به «چرا ساختن» و «برای چه کسی ساختن» بپردازد.
اگر علم، سرمایهی خود را از تولید موشک و پهپاد به سمت پایان دادن به گرسنگی، دستیابی به انرژی پاک و توسعهی پایدار برای همه تغییر مسیر دهد، آنگاه نه تنها از وقوع جنگهای جهانی آینده جلوگیری کردهایم، بلکه به آرمان بنیادین خود بازگشتهایم: استفاده از بزرگترین نبوغ بشری، برای بزرگترین هدف انسانی.
در چنین روزی ( دهم نوامبر)، ما نمیتوانیم تنها به ستایش علم بپردازیم. ما باید با خشم و اندوهی مقدس، جامعهی علمی جهان را مورد خطاب قرار دهیم: دانشمندان، نخبگان، پژوهشگران! شما مسئول جهتگیری اخلاقی دانش هستید. علم باید از یک “شمشیر دولبه” به یک “شاخه زیتون” تبدیل شود.
تنها آن روزی که علم، با تمام توانایی و دقت خود، صرفاً برای محافظت از جان یک کودک، برای ترمیم یک بیمارستان، و برای بازسازی یک دانشگاه ویرانشده به کار رود، میتوانیم با غرور و افتخار بگوییم: “آری، این علم در خدمت صلح است”.





